-قطره با دریا دریاست ورنه قطره قطره و دریا دریاست
----------------------------------------------------------------قطره با دریا دریاست ورنه قطره قطره و دریا دریاست.
آدما به همه چی عادت می کنن ولی نمی دونستم به یک خاموش و روشن شدن لعنتی یه تلفن همراه با زنگ وایبر می تونه این چنین کشنده باشه. باورم نمی شد به این سادگی بره و ترکم کنه. نمی دونم چند روزِ که چشم هایم لحظه به لحظه روی این تلفن لعنتی ثابت می مومنه و گوشم به دنبال صدای وایبر شاید خبری ازش بشه. گاهی به نظرم میاد داره منو زجر میده آره هر چیزی در رابطه با اون می تونه من نابود کنه یا مثل دیوانه ها به وجدم بیاره. صدای وایبر به خنده بلند و وحشتناکی تبدیل می شه با قه قهه به سخره می گیره من و، می خنده می خوام خفش کنم خاموشش می کنم ولی باز صدای خندهاش قطع نمیشه پیوسته میاد چون می دونه تا لحظه ای دیگه دوباره روشنش می کنم. وای عشقش چه دریایی بود و من فکر می کردم در این دریا به آزادی می رسم ولی چه قطره ناچیزی شدم هیچ شدم و هیچ نمی دانم. دوباره صدای قه قهش گوشامو کر می کنه مثل یه بمب یه گوله توپ.
بکش کنار جامون و فهمیدن داره می زنه گازش و بگیر برو برسون به پیچ. این دفعه جلو تر شاید در کمتر از پنجامتری خورد زمین دمش گرم یارو خوب گرا نمی ده بابا پارو بزار رو گاز.
گذاشتم تا ته ولی نمی ره خواره هر چی روسه سگ بگاد این چیه درست کردن.
ایندفعه تو بیست متری خورد دفعه بعد رو سرمون بود.
بزن رو ترمز
چی،
گفتم بزن رو ترمز الانِ که جلومون بزنه.
کامیون ایستاد و دوباره 20 متری وزد
گفتم بزار رو یک و گازو بگیر تا گوله رو جا بزاره رسیدیم. برسیم پشت پیچ خبری نیست و رسیدیم , ولی صدای انفجار م ضربه سنگ خرده ها به ئعقب کامیون گوشهایمان را از شنوایی اندتخنه بود. و تازه سر بالایی شروع شد دنده تو یک و دو گیر کرده بود. بیشتر البته دنده یک، زوزه می کشید و متر به متر نیم ساعتی طول کشید تا سرازیری شروع شد. نیم ساعت دیگه می رسیم.
صدای بی سیم بلند شد، میثم میثم امیر. میثم میثم امیر.
امیر میثم زرتو بزن.
کدوم گوری هستین زنده یا مرده؟
صدا صدای ابولی بود از بیسیم دستی من مثل زوزه شغال همیشه این ادا اطفالا رو در می اورد.
والا مرده دیدن روتیم ابولی جون
ابولی بابا... لا الهه... گفتم بودم آ.
این ور اونور و زد تا نیم ساعت دیگه امیر تمام. تمومش کردم چون دوباره بهمون گیر میدادن. صدای انفجار هنوز تو گوشم وزوز می کرد با صدای شغال وارِ ابولی قاطی شده بود مثل قه قههای شغال در شبای سرد ارتفاعات بانه و سردشت.
صدای قه قهه همراه لعنتی دوباره در گوشم می پیچید. آخرین باری که با هم حرف زدیم با اینکه می دونستم چی می خوای بگی ولی باز غافل گیر شدم، گیج، منگ، صدا خراب شد، برام نوشتی، برات نوشتم نمی دیدم چی می نویسم پرده ای از اشک چشمام و تار کرده بود. گفتی ما حرفهامون زدیم. دیگه خونه نبودم زیر بارون و باد و سرما یکی دو ساعتی گم کردم خودم و از خودم از دنیا از تلفن همراه از گذشته از آینده ای که اصلا نمی دیدم، نفسم در نمی آمد. کاشکی واقعا دیگه در نمی آمد. خدا دیگه بسه آخه چقدر؟ هنوز خاموشِ نمی دونم چرا انتظار دارم دوباره روشن بِشه می ترسم کسی دیگه اون و روشن کنه برش میدارم همه کانتکت هامو دیس ایبل کردم (یعنی بقیه افرادو که روی وایبرم هستندو موقتا قطع می کنم) خیالم از صداهای دیگری که حوصله شنیدنشونو ندارم راحت میشه. تلفن سیمی رو ار پریز در می آرام هنوز خاموشه میرم رو مانیتور صفحه هنوز سفیده تورو خدا فقط یک خط، اگه بیاد حتی اگر فحش و ناسزا هم باشه قبوله، بابا بزن دیگه. میدونم اگه صداشو حالا صداش هم نه، تنها یه پست (پیامک) کوچک مثل چطوری واقعا همین اشکالی هم نداره یکی دوتا آبدارش رو هم چاشنیش کنه.وای دیگه این و چرا از من دریق می کنی. می خوام فحش بدم ولی می دونم دیگه باهام حرف نمی زنه "بابا با من چیکار کردی". صدای قه قهه وایبر دوباره بلند میشه "آقا رو باش چی چی رو دیگه با من حرف نمی زنه، مگه الان حرف می زنه" خفه شو تورو خدا خفه شو. بهش نگاه میکنم خاموشه شاید باطریش تموم شده روشنش می کنم لعنتی پُرِپُرِ، ولی باز خاموشه، تاریکِ همه جا تاریکه دارم در تاریکی سقوط می کنم.
محسن شیبش خیلی زیاده بزن تو دنده سنگینتر
والا از یک سنگینتر نداریم
دنده کمکِ کوفتی رو که داری
داداش بِبین اولا دنده کمک کس کش از اولش گفته به من چه، تازه ترمز کوفتی هم داره قرطی بازی در میاره.
بابا، این و که داری می ری بزنش تو دوِ،
خوار کسته، می خوام بزارم جاکش نمی ره، همین دنده تو اول و آخر کاسِگین و لنین و استالین.
برژینف یادت رفت،
اون جاکش و گزاشتم واسه بعد اگه بحرانی شد،
محسن، جونِ من بزار یک،
با با نمی ره بگیر خودت بزار تو اول و آخر برژینف.
رفتیم جونه تو ته دره یا مائو و کتاب قرمزش
ما..چیو کتاب قرمزش
چه میدونم یارو تو سرازیری ترمز کامیونش تو یه جای چین بریده بود. ترمز و فرمون و بی خیالش شده بود کتاب قرمز خال خالی مایو گرفت دست کشس کش دروغ گوش کامیون وایستاد.
اِ... همین دنده به اول و آخر هر جفتشون
محسن به سابش به کوه اصلا بزن به کوه، نه نه اون سنگرو نمی گم بری روش چپی اِاِ وای چچچپپ....
بکش کنار اون هیکل کوفتی تو، آرنجت تو چشممه، مگه کری، با توام محسن، جاکش برو اونورتر کورم کردی نکنه مُردی. وای خدا محسن جواب بده، بی خیال آرنج، کس کش، جواب بده، ترا خدا محسن جون. فریادی در کار نیست همش این مخ و خداتا سلول خاکستری که همیشه آدمو می زاره سرِکار. شایدم مُردم چه می دونم.
ببین مردن،
چه میدونم تکون مکون که یُخدی، تا نریم داخل نمی فهمیم. باشه تو از قاب شیشه جلو برو منم از اینجا، کمک کن درشون بیاریم. دهِ بجنب دیگه، اَی آقا، دِ بکشش دیگه،این و نه، اول اونیکه رو افتاد رو بکش من پاشو گرفتم دِ یالا یک دو سه.. .
بزن تو گوشش، محکمتر، نمُردن، جفتی بیهوشن.
آقا، آقا صدای منو می شنوی
اقا چیه ازقل دیگه میگیم برادر
آهان برادر اگه صدامو میشنوی اون چشای شهلاتو بازو بسته کن آ ماشالا. داره چشم میزنه جونِ تو. بسه دیگه داداش فهمیدم زنده ای دیگه بَسه، حالا هی چشم بزن!!
داره یه چیزی میگه،
چی میگی عموجان، یواش میگه،
خوب اون سرِ خنگِ تو ببر دم دهنش ببین چی داره بلقور می کنه؟
آهان باشه، مثل اینکه داره میگه، اِی بابا این دیگه کیه، داره می گه: "می خوام خودم بفهمم که زنده ام یا مرده"، هی میگه می خوام خودم بفهمم، فکر کنم داره چِرت میگه، ضربه، داداشمو مشنگی چیزی کرده. آره داداش زنده ای بی خیال.
بیدارش نگهدار نره،
خودِتو نباز، سعی کن حرف بزنی. بازم داره میگه،
دیگه چی میگه،
میگه: "چی چی رو نبازم، دیشب هرچی داشتم باختم، این محسنه برد، همه رو برد، وای محسن چی زنده است"
پس اسمش محسنه، ها، آره بابا، شاید پاش شکسته باشه. ولی شما طوریت نیست فقط از حال رفتی برو نذری چیزی بده،
گفتم که همه پولامو برده.
بابا این دیگه کیه
چی میگه
، میگه، "گفتم که همه پولامو باختم". میگه: "از نظر شرعی میشه این محسنِ واسه هر دوتامون یه چیزی نذر کنه".
عجب شوتیِ این دیگه. خوبه داداش بپا تو نمیری، حالا اون دستِ لخته تو بده بلندت کنم.
بلندم کنی؟ ما خودمون یه پا بلند کنیم داداش.
این ضربه مثل اینکه بد جوری مشنگت کرده. این گردو چیه رو سرت. نگفتم همینه داداش فکر کنم عقل از سرت پریده.
آره اگه عقلی چیزی داشتیم که اینجا نبودیم.
فکر می کنی خودت خیلی عقل داری.
من که گفتم اگه داشتم اینجا نبودم
از ته دل می خنده، اصلش رو گفتی جونه تو. حالا اسمت چیه، اسمم یادم نمی یا نمی دونم امیرم یا خسرو. خوب آقا امیر خسرو بزن بریم.
محسن کو، اوناهاش.
نگفتم نرو رو سنگه، جاکش می خنده،
به چی میخندی.
به قیافت عین این چیز بعد از جلق شدی، فلان فلان شده به چیز یارو اشاره میکنه.
گفتم یه آینه بگیر جلوی اون قیافت ببینیم کی چی جوریه. بلند که شدم همه چی سیاه شد و نفهمیدم چی شد. ....................ادامه دارد
آدما به همه چی عادت می کنن ولی نمی دونستم به یک خاموش و روشن شدن لعنتی یه تلفن همراه با زنگ وایبر می تونه این چنین کشنده باشه. باورم نمی شد به این سادگی بره و ترکم کنه. نمی دونم چند روزِ که چشم هایم لحظه به لحظه روی این تلفن لعنتی ثابت می مومنه و گوشم به دنبال صدای وایبر شاید خبری ازش بشه. گاهی به نظرم میاد داره منو زجر میده آره هر چیزی در رابطه با اون می تونه من نابود کنه یا مثل دیوانه ها به وجدم بیاره. صدای وایبر به خنده بلند و وحشتناکی تبدیل می شه با قه قهه به سخره می گیره من و، می خنده می خوام خفش کنم خاموشش می کنم ولی باز صدای خندهاش قطع نمیشه پیوسته میاد چون می دونه تا لحظه ای دیگه دوباره روشنش می کنم. وای عشقش چه دریایی بود و من فکر می کردم در این دریا به آزادی می رسم ولی چه قطره ناچیزی شدم هیچ شدم و هیچ نمی دانم. دوباره صدای قه قهش گوشامو کر می کنه مثل یه بمب یه گوله توپ.
بکش کنار جامون و فهمیدن داره می زنه گازش و بگیر برو برسون به پیچ. این دفعه جلو تر شاید در کمتر از پنجامتری خورد زمین دمش گرم یارو خوب گرا نمی ده بابا پارو بزار رو گاز.
گذاشتم تا ته ولی نمی ره خواره هر چی روسه سگ بگاد این چیه درست کردن.
ایندفعه تو بیست متری خورد دفعه بعد رو سرمون بود.
بزن رو ترمز
چی،
گفتم بزن رو ترمز الانِ که جلومون بزنه.
کامیون ایستاد و دوباره 20 متری وزد
گفتم بزار رو یک و گازو بگیر تا گوله رو جا بزاره رسیدیم. برسیم پشت پیچ خبری نیست و رسیدیم , ولی صدای انفجار م ضربه سنگ خرده ها به ئعقب کامیون گوشهایمان را از شنوایی اندتخنه بود. و تازه سر بالایی شروع شد دنده تو یک و دو گیر کرده بود. بیشتر البته دنده یک، زوزه می کشید و متر به متر نیم ساعتی طول کشید تا سرازیری شروع شد. نیم ساعت دیگه می رسیم.
صدای بی سیم بلند شد، میثم میثم امیر. میثم میثم امیر.
امیر میثم زرتو بزن.
کدوم گوری هستین زنده یا مرده؟
صدا صدای ابولی بود از بیسیم دستی من مثل زوزه شغال همیشه این ادا اطفالا رو در می اورد.
والا مرده دیدن روتیم ابولی جون
ابولی بابا... لا الهه... گفتم بودم آ.
این ور اونور و زد تا نیم ساعت دیگه امیر تمام. تمومش کردم چون دوباره بهمون گیر میدادن. صدای انفجار هنوز تو گوشم وزوز می کرد با صدای شغال وارِ ابولی قاطی شده بود مثل قه قههای شغال در شبای سرد ارتفاعات بانه و سردشت.
صدای قه قهه همراه لعنتی دوباره در گوشم می پیچید. آخرین باری که با هم حرف زدیم با اینکه می دونستم چی می خوای بگی ولی باز غافل گیر شدم، گیج، منگ، صدا خراب شد، برام نوشتی، برات نوشتم نمی دیدم چی می نویسم پرده ای از اشک چشمام و تار کرده بود. گفتی ما حرفهامون زدیم. دیگه خونه نبودم زیر بارون و باد و سرما یکی دو ساعتی گم کردم خودم و از خودم از دنیا از تلفن همراه از گذشته از آینده ای که اصلا نمی دیدم، نفسم در نمی آمد. کاشکی واقعا دیگه در نمی آمد. خدا دیگه بسه آخه چقدر؟ هنوز خاموشِ نمی دونم چرا انتظار دارم دوباره روشن بِشه می ترسم کسی دیگه اون و روشن کنه برش میدارم همه کانتکت هامو دیس ایبل کردم (یعنی بقیه افرادو که روی وایبرم هستندو موقتا قطع می کنم) خیالم از صداهای دیگری که حوصله شنیدنشونو ندارم راحت میشه. تلفن سیمی رو ار پریز در می آرام هنوز خاموشه میرم رو مانیتور صفحه هنوز سفیده تورو خدا فقط یک خط، اگه بیاد حتی اگر فحش و ناسزا هم باشه قبوله، بابا بزن دیگه. میدونم اگه صداشو حالا صداش هم نه، تنها یه پست (پیامک) کوچک مثل چطوری واقعا همین اشکالی هم نداره یکی دوتا آبدارش رو هم چاشنیش کنه.وای دیگه این و چرا از من دریق می کنی. می خوام فحش بدم ولی می دونم دیگه باهام حرف نمی زنه "بابا با من چیکار کردی". صدای قه قهه وایبر دوباره بلند میشه "آقا رو باش چی چی رو دیگه با من حرف نمی زنه، مگه الان حرف می زنه" خفه شو تورو خدا خفه شو. بهش نگاه میکنم خاموشه شاید باطریش تموم شده روشنش می کنم لعنتی پُرِپُرِ، ولی باز خاموشه، تاریکِ همه جا تاریکه دارم در تاریکی سقوط می کنم.
محسن شیبش خیلی زیاده بزن تو دنده سنگینتر
والا از یک سنگینتر نداریم
دنده کمکِ کوفتی رو که داری
داداش بِبین اولا دنده کمک کس کش از اولش گفته به من چه، تازه ترمز کوفتی هم داره قرطی بازی در میاره.
بابا، این و که داری می ری بزنش تو دوِ،
خوار کسته، می خوام بزارم جاکش نمی ره، همین دنده تو اول و آخر کاسِگین و لنین و استالین.
برژینف یادت رفت،
اون جاکش و گزاشتم واسه بعد اگه بحرانی شد،
محسن، جونِ من بزار یک،
با با نمی ره بگیر خودت بزار تو اول و آخر برژینف.
رفتیم جونه تو ته دره یا مائو و کتاب قرمزش
ما..چیو کتاب قرمزش
چه میدونم یارو تو سرازیری ترمز کامیونش تو یه جای چین بریده بود. ترمز و فرمون و بی خیالش شده بود کتاب قرمز خال خالی مایو گرفت دست کشس کش دروغ گوش کامیون وایستاد.
اِ... همین دنده به اول و آخر هر جفتشون
محسن به سابش به کوه اصلا بزن به کوه، نه نه اون سنگرو نمی گم بری روش چپی اِاِ وای چچچپپ....
بکش کنار اون هیکل کوفتی تو، آرنجت تو چشممه، مگه کری، با توام محسن، جاکش برو اونورتر کورم کردی نکنه مُردی. وای خدا محسن جواب بده، بی خیال آرنج، کس کش، جواب بده، ترا خدا محسن جون. فریادی در کار نیست همش این مخ و خداتا سلول خاکستری که همیشه آدمو می زاره سرِکار. شایدم مُردم چه می دونم.
ببین مردن،
چه میدونم تکون مکون که یُخدی، تا نریم داخل نمی فهمیم. باشه تو از قاب شیشه جلو برو منم از اینجا، کمک کن درشون بیاریم. دهِ بجنب دیگه، اَی آقا، دِ بکشش دیگه،این و نه، اول اونیکه رو افتاد رو بکش من پاشو گرفتم دِ یالا یک دو سه.. .
بزن تو گوشش، محکمتر، نمُردن، جفتی بیهوشن.
آقا، آقا صدای منو می شنوی
اقا چیه ازقل دیگه میگیم برادر
آهان برادر اگه صدامو میشنوی اون چشای شهلاتو بازو بسته کن آ ماشالا. داره چشم میزنه جونِ تو. بسه دیگه داداش فهمیدم زنده ای دیگه بَسه، حالا هی چشم بزن!!
داره یه چیزی میگه،
چی میگی عموجان، یواش میگه،
خوب اون سرِ خنگِ تو ببر دم دهنش ببین چی داره بلقور می کنه؟
آهان باشه، مثل اینکه داره میگه، اِی بابا این دیگه کیه، داره می گه: "می خوام خودم بفهمم که زنده ام یا مرده"، هی میگه می خوام خودم بفهمم، فکر کنم داره چِرت میگه، ضربه، داداشمو مشنگی چیزی کرده. آره داداش زنده ای بی خیال.
بیدارش نگهدار نره،
خودِتو نباز، سعی کن حرف بزنی. بازم داره میگه،
دیگه چی میگه،
میگه: "چی چی رو نبازم، دیشب هرچی داشتم باختم، این محسنه برد، همه رو برد، وای محسن چی زنده است"
پس اسمش محسنه، ها، آره بابا، شاید پاش شکسته باشه. ولی شما طوریت نیست فقط از حال رفتی برو نذری چیزی بده،
گفتم که همه پولامو برده.
بابا این دیگه کیه
چی میگه
، میگه، "گفتم که همه پولامو باختم". میگه: "از نظر شرعی میشه این محسنِ واسه هر دوتامون یه چیزی نذر کنه".
عجب شوتیِ این دیگه. خوبه داداش بپا تو نمیری، حالا اون دستِ لخته تو بده بلندت کنم.
بلندم کنی؟ ما خودمون یه پا بلند کنیم داداش.
این ضربه مثل اینکه بد جوری مشنگت کرده. این گردو چیه رو سرت. نگفتم همینه داداش فکر کنم عقل از سرت پریده.
آره اگه عقلی چیزی داشتیم که اینجا نبودیم.
فکر می کنی خودت خیلی عقل داری.
من که گفتم اگه داشتم اینجا نبودم
از ته دل می خنده، اصلش رو گفتی جونه تو. حالا اسمت چیه، اسمم یادم نمی یا نمی دونم امیرم یا خسرو. خوب آقا امیر خسرو بزن بریم.
محسن کو، اوناهاش.
نگفتم نرو رو سنگه، جاکش می خنده،
به چی میخندی.
به قیافت عین این چیز بعد از جلق شدی، فلان فلان شده به چیز یارو اشاره میکنه.
گفتم یه آینه بگیر جلوی اون قیافت ببینیم کی چی جوریه. بلند که شدم همه چی سیاه شد و نفهمیدم چی شد. ....................ادامه دارد
نظرات