"شاعر خلقم و از هر دو جهان آزادم" همایون کاتوزیان ابراهیم هروی شاعر سرشناس پشت میز نشست و کیسه خود را هم دم دستش کنار میز گذاشت. رئیس جلسه پس از خیر مقدم گفت البته استاد هروی نیازی به معرفی ندارند ولی برای اینکه حرمت ایشان رعایت شده باشد باید بگویم که به نظر پروفسور هانس شوارتز استاد سرشناس شعر و ادب فارسی در دانشگاه لایپزیگ ایشان یکی از پیشتازان شعر معاصر فارسیاند و آثارشان روح نیما را زنده کرده است. گذشته از این ، همه میدانیم که ایشان یک انقلابی بسیار با سابقهاند تا حدی که در" شبهای شعر" که در جریان انقلاب در انجمن فرهنگی گوته برگزار شد یکی از شاعران برجسته خلق نامیده شدند. هروی درحالی که به خود میپیچید حرفش را قطع کرد و گفت آنجا بیست و چند سال پیش در تهران بود و ما اکنون اینجا در برلین هستیم ، و دستش را در کیسه کرد و یک لیوان بزرگ ، یک حلب آبجو و یک بطری ودکا بیرون کشید. حلب آبجو را باز کرد و در لیوان ریخت. سپس در بطری ودکا را باز کرد و مقداری ودکا هم به آن اضافه کرد و نیم لیوان را سر کشید. و پس از نفس بلندی گفت ما درآن زمان زیادی...
پستها
نمایش پستها از 2024
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
پلیس شمران و مسائل "دوستی دختر- پسری" همایون کاتوزیان . آفتاب تازه سرش را تو اتاقم کرده بود که تلفن زنگ زد. هنوز در تختخواب دراز بودم که گوشی را برداشتم. "هرمز جان تویی تازه چه خبر؟" نیمخیز شدم و پشتم را به پشتی تخت دادم. "باورت نمیشه ولی من از کلانتری شمرون زنگ میزنم. دیشب اینجا مهمون بودم." "باز تو شوخی کردی؟" "نه به جان پرویز، راست میگم. مگه نه جناب سروان؟" صدایی گفت "راست میگه. تا حالا که مهمون خوبی بوده." "خب براچی افتادی تو سلولدونی؟" "برا مینو." "کدوم مینو، مینو تهرانچی؟" و خندهکنان گفتم "نکنه شکایت کرده که چرا نمیگیریش." "شوخی رو بذار کنارموضوع جدیه." "یعنی تو راس راسی دیشب تو کلانتری خوابیدی؟" "پس چی." در اتاق را زدند. گفتم "بیاین تو". مادرم بود: "چرا نمیای چاییتو بخوری؟" "داشتم میامدم. مامان هرمزه. از کلانتری زنگ میزنه." "ایوای مگه چی شده؟" "میگه واسه مینو." ...
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
"۲۸مرداد اجتناب ناپذیر نبود" همایون کاتوزیان حرف من این است که کودتای ۲۸ مرداد اجتناب ناپذیر نبود و کاملا ممکن بود که نهضت ملی پیروز شود یعنی استقلال کامل ایران و استقرار دموکرسی حاصل شود و صنعت نفت را هم دولت ملی به دست بگیرد. از این سه هدف استقلال از انگلیس حاصل شد ولی برخی از تصمیماتی که گرفته شد و برخی که گرفته نشد سبب شدند که به جای دموکراسی دیکتاتوری شاه-زاهدی مستقر شود و نفت را هم کنسرسیوم در دست بگیرد. در اینجا مختصرا در این باره به سه عامل اساسی میپردازم. . ۱- "پیشنهاد بانک بینالمللی برای میانجیگری میان ایران و انگلیس" پیشنهاد این بود که بانک به مدت دو سال نفت ایران را تولید و صادر کند، بخشی از درآمد آن را به ایران، بخش دیگری را به انگلیس بدهد و باقیمانده را ذخیره کند که پس از رفع نهایی اختلافات بین دو طرف تقسیم شود. جزییات آن در کتاب تاریخ ملی شدن صنعت نفت ایران اثر مرحوم فواد روحانی مشاور مصدق و نخستین دبیرکل اوپک مشروح است و بنده آن را در مقالهام در مجله اندیشه پویا شماره مرداد ۱۴۰۲ نقل کردهام. بانک را شخص مصدق دعوت کرد که امکان...
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
مرگ تختی و افسانه خواص! همایون کاتوزیان من در انگلیس بودم که خبر مرگ تختی را شنیدم. و درهمان حال این ادعا را که ساواک او را کشته است. و "همه" باور داشتند. من باور نکردم برای اینکه دلیلی نداشت که از میان آن همه مخالف او را بکشند که فقط دردسر برایشان درست میکرد - که کرد! حدس من این بود که او بر اثر افسردگی مزمن خودکشی کرده است. و چرا افسردگی؟ چون برعکس گذشته (که شاه یک اتومبیل بنز به او هدیه داده بود) رژیم دیگر برای او تره خرد نمیکرد چون هم دوره جهان پهلوانیاش سپری شده بود هم از فعالین جبهه ملی دوم بود. و آن جبهه نیز از دو جهت شکست خورده بود. یعنی نه فقط بر اثر ندانم کاریهای خودش از رژیم شکست خورده بود بلکه مصدق هم به همان دلایل سخت به آن تاخته و از قضا دو تن از سران آن را که تختی به خصوص سر سپرده آنان بود - بدون ذکر نام - "از ما بهتران" خوانده بود. و اگر هم آنچنان که ساواک مدعی شده بود در ارتباط با همسرش مشکلی پیدا کرده بود، آن نیز مدلول افسردگی بود نه دلیل آن. این ادعا ابتکارآل احمد نبود که کم و بیش خودش آن را باور کرده بود. بعدها که آل اح...
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
"آب از سر چشمه گل بود" درباره انشعابهای حزب توده عکس: خلیل ملکی در سمت راست و حسین ملک در سمت چپ محمد مصدق، همراه جمعی از فعالان حزب نیروی سوم مصاحبه مجله نسیم بیداری با همایون کاتوزیان * دو انتقاد اصلی انشعابیون از حزب توده در سال ۱۳۲۶ به عملکرد رهبری حزب و اطاعت بیچون و چرا از شوروی برمیگشت. به فرض پذیرش انتقادات، شیوه ایدهآل آنها برای ادامه کار حزب و ایجاد اصلاحات چه بود؟ آنها با بوروکراسی به جای دمکراسی مخالف بودند، چون مانع از آن بود که حزب در راه هدفهای عمدهاش گام بردارد. مثلا با واردشدن حزب به کابینه قوام مخالف بودند. چون میدانستند و میگفتند که قوام آنها را فریب خواهد داد. همینطور هم شد. دو ماه بعد از آنکه قوام استفاده خود را از آنها کرد، عذرشان را خواست. اما سرسپردگی به سفارت شوروی مسأله مهمتری بود که بزرگترین زیان آن در فاجعه آذربایجان تجلی کرد. اصلاحطلبان به شدت با منحلکردن واحد حزب در آذربایجان به سود فرقه دموکرات و پشتیبانی بیقید و شرط از آن فرقه مخالف بودند و عاقبت کار را پیشبینی میکردند، ولی رهبری حزب با اینکه از انجام این کار اکراه داش...